تبلیغات
ABOLFAZL VAZIRY - گذر گاه
 
ABOLFAZL VAZIRY
آسوده دلان را غم شوریده سران نیست....
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


ابولفضل وزیری
abolfazl00@yahoo.com

مدیر وبلاگ : ابولفضل وزیری
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در بارهی این وبلاگ چیست








تایپ 10 انگشتی! به رقابت میطلبیم! (معرفی سایت!)

سلام!

اول از همه بگم: اگه حال خوندن متن رو ندارین صاف برین قسمتای قرمز ، آبی و سبز متن رو بخونین! مخلص کلام اونجاست!

دوم اینکه این مسابقه ست! هرکی اول بشه باید اون کد رو به من بده یا بذاره توی وبلاگش تا ببینم راست میگه! (گرچه من به حرف شما اطمینان دارم! بقیه هم باید داشته باشن! به این دلیل!) پس کد رو حتما کپی کنید! کدوم کد؟ تو قسمت سبز همین پست نوشتم! نترسید ، من کد شما به دردم نمیخوره که بذارم تو وبلاگم که بگم تایپم خوبه! چون نیازی ندارم! فقط واسه اطمینان! اون کد به درد وبلاگم نمیخوره! (بی ریختش میکنه!) پس یا کد رو تو وبلاگ خودتون بذارید و بهم اعلام کنید و یا به من تحویل بدید! تا مطمئن شیم! مهلت مسابقه تا 4 شنبه! خوبه؟

 تایپ

خب..... یادمه 6 سال پیش وقتی با رایانه آشنا شدم ، تایپ خیلی جالبی داشتم! وسایل مورد نظر: یک عدد دست راست! یک کیبورد محکم! تایپ ما انجام پذیر است! چی؟ ..... نه بابا! به نمایشگر نیاز نبود که! کلمه ی مورد نظر رو میخوندی و بعد 4 چشمی کیبورد رو search میکردی! دنبال کلید های مورد نظر! نمایشگر به چه دردی میخورد؟ هیچی دیگه! با این انگشت اشاره ی دست راست چنان میرفتی تو شیکم این کیبورد بدبخت که صدای تکون خوردن چاهار ستون بدنش تا 3 ، 4 متر اونور تر بره! همون ضربه ای که روی هر کلید میزدم 2 ثانیه وقتم رو میگرفت! قشنگ انگشتم رو میکردم تو چشم کلید مورد نظر که تا 5 تا کلید اونورترش هم شماره بندازه! نتیجه ی این ضربات مهلک هم ، بر طبق قانون سوم نیوتون ، شد لرزش دست من! حالا خوبه که من دست چپم! (گرچه جز نویسندگی باقی کارامو با دست راست انجام میدم!) اگه دست راست بودم که یا هر هفته یه کیبورد عوض میکردیم یا یه بخیه واسه انگشتام! مثل توپ والیبال بهشون ضربه میزدم! گذشت و گذشت! در طی این سالیان بارها با کتابهای تایپ 10 انگشتی مواجه شدم! ولی اعتنای ..... بهشون نکردم! کم کم تایپم بهتر میشد ، یاد گرفته بودم که برای یه تایپ سریع اولین شرط اینه که کلیدها رو آروم لمس کنم! تایپم روز به روز بهتر شد! از یه انگشت اشاره به 2 انگشت اشاره ارتقا پیدا کردم(2 دستی!) بعد انگشتای کوچیک هم اومدن تو کار! و الان جز انگشتای حلقه ، بقیه ی انگشتام کار میکنن! گرچه همونا هم به صورت ناخوداگاه دارن کار میکنن! قبل از تابستون امسال رفتم توی یه سایتی که نوشته بود تایپ 10 انگشتی در آدرس زیر...... رفتم و امتحان کردم! شد 23 کلمه در دقیقه! خودم رو ظرف چند روز کشتم تا تونستم رکورد 27 کلمه در دقیقه رو به ثبت برسونم! اما با رکورد صاحب اون سایت که یه چیزی تو مایه های 43 کلمه در دقیقه بود ، خیلی فرق داشت! نا امید شدم و بیخیال! دیروز دوباره اون سایت تایپ یادم اومد ، رفتم و تایپیدم و به رکورد قابل توجه 33 کلمه در دقیقه رسیدم! رتبه ی 533 در 3400 نفر! باز بهتر بود! این نشون میداد که تنها چیزی که باعث میشه یکی توی یه کار عملی ماهرتر بشه ، تکرار و تمرینه! حالا من از شما چی میخوام؟ میخوام برین به این سایت و رکورد بذارین و بیاین نشون بدین که چه کردین! در کل در قسمت فارسی این سایت 202 کلمه گذاشته شده! پس شما اگه روی 202 کلمه ی این سایت به تسلط برسین ، به همش به تسلط رسیدین! راستی ..... این رو هم بگم که این رکورد ها ملاک های خوبی برای تایپ شما نیستن! چرا که تنها از کلمات تشکیل شدن و وقتی انسان جمله به جمله تایپ میکنه ، سریعتر تایپ میکنه! پس فکر نکنین که این دقیقا رکورد شماست! فقط یه رقابته بین دوستان! همچنین اگه از ترتیب کلماتی که برای تایپ درخواست شده بود ، خوشتون اومد ، و خواستین دوباره همون ترتیب رو تایپ کنین ، قبل از صفر شدن زمان 60 ثانیه با ماؤس برین روی آدرس بار (برای تازه کارا: همون منوی آدرس بالا ی مرورگر!) و روی دکمه ی Go کلیک کنین! یه وقت از F5 استفاده نکنینا! با کلیک کردن! راستی... وقتی کار تایپ تموم بشه ، بهتون یه کد میده! توی یه کادر! کد جاوای! متن قرمز راجع به همونه! آدرس این سایت:        

http://persian-speedtest.10-fast-fingers.com

    

معرفی سایت

 

پ ن: خیلی جالبه! من دوباره رفتم امتحان کردم و اینبار رکوردم شد 37 کلمه! و باز رتبم خوب نشد! یعنی چند نفر که رتبشون از من بهتره ، دارن بکوب تایپ میکنن! حالا ببینم کی اول میشه! فعلن یکی یه رکوردی ثبت کرده که من خودمو فعلن فعلنا در اون حد نمیبینم! فردا بهترین رکورد ثبت شده و اعلام شده به من رو بهتون نشون میدم! امیدوارم کسانی که دارن تلاش میکنن ، یادشون باشه که فقط تا فردا ، یعنی 4 شنبه وقت هست! پس رکورد هاتون رو اعلام کنین! اگه از رکوردهای دیگه هم پایینتر بود باز اشکالی نداره! مطمئن باشین با اعلام نکردن ، نه تنها سودی نمیکنین ، بلکه فرصت حضور در یه مسابقه ی مفت رو هم از دست دادین! حالا دیگه خود دانی ، چون من راس میگم!

 مسابقه تموم شد! بهترین رکورد متعلق به آقای .... هستش که در .... زندگی میکنه! دوست خوب و نازنینم ، از من خواسته که اسمش رو نگم! من هم نمیگم! 277 کاراکتر و 207 امتیاز و 45 کلمه و رتبه ی 147 متعلق به ایشونه و این رتبه از بین 4550 نفره! کاری نمیتونم بکنم جز اینکه بگم برای این فرد با استعداد دعا کنین! برای سلامتیش! اینم از عکس تایپش:

                 45 کلمه!

جالبتر از اون اینه که ظرف دو روز رکوردهای ثیت شده در این سایت از 3400 نفر به 4550 نفر رسید! و این یعنی 1150 رکورد جدید! فقط میتونم بگم از همتون ممنونم که وقت گذاشتین! ممنون!

این رو بدونین که اون کسی که در رقابت برنده میشه ، برنده ی اصلی نیست! اون کسی برنده ست که بتونه از رقابت درسی یاد بگیره که اون رو در رقابت های بعدی پیروز کنه! البته جسارت نباشه به برنده ی این رقابت! ایشون اون درس رو قبلن گرفته و الان برنده شده!

پیروز باشید!

پ ن: خودم دو سه بار دیگه امتحان کردم و تونستم 40 واژه با دو غلط تایپ کنم!

  
نویسنده : سروش ن ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱


حاضر جوابی!

سلام!

بعضی ها ضریب هوشی بالایی دارن! اما نه از اون نوع که مسئله حل کنن! از اون نوع که زود جواب آدما رو بدن! خدا هم شکرش کنم ، اینو بهم داده! هر جوری جوابم بدن ، جواب میدم! (همون فک زدن دیگه!نیشخند) اینم چند نمونه! 


می گویند:  "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ  تو...  چه محشری می شوند!

آقای "اینشتین"در جواب نوشت:ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

             آلبرت انیشتین

*

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت: آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است!

برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

*

روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:«شما برای چی می نویسید استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»

نویسنده جوان برآشفت که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!» و برنارد شاو گفت: «عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!»

  برنارد شاو

*

نانسى آستور - (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) - روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پرآوازه وقت انگلستان ) رو کرد و گفت:

من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم.

چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش !

*

میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه: من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…

چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم!

                                          چرچیل

با تشکر از پیمان

یا اینکه مثلا من خودم دیشب تو مسجد بودم ..... دوستم خرماهاشو میخورد ، هسته ی اونا رو مینداخت تو ظرف من.... گفت: انگار بیش از حد داری خرما میخوری.... منم اون روایت پیامبر یادم اومد و گفتم:

انگار تو هم داری با هسته میخوری! 

  
نویسنده : سروش ن ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٩


معما! تست نیست که بگم « تست هوش»!

سلام!

پست قبلی رو هر کی جواب داد ، درست جواب داد! گفتم یه کم سخت تر کنم!

چند تا تست هوش مینویسم براتون! اسم پاسخ گو به 4 سوال از  سوال ها رو با فونت سبز ادامه ی این پست مینویسم! حالا اگه میتونین همشو جواب بدیننیشخند! جواب سوال 6 رو نمی خواد توضیح بدین! بعد از درست بودن توضیحش رو بگین!

خب......

1- یه آدم سیاه پوست ، (کاملا سیاه!) با کت و شلوار سیاه و پیراهن سیاه و ...(کللن همه چی سیاه!) کنار خیابون ایستاده! یه ماشین هم با سرعت زیاد ، چراغ خاموش داره میاد! سیاه پوسته یه دفعه ای میپره تو خیابون . ماشین رون متوجه میشه و ترمز میکنه! چه جوری ممکنه؟

2- پسرکی یه بسته کبریت دستشه! وارد یه اتاق سرد و تاریک میشه ، تو اتاق 3 تا وسیله میبینه! یه شمع! یه بخاری نفتی! یه فانوس! اول چی رو روشن میکنه؟

3- پدرم یه کم هوشش بالایه! بهش گفتم تست هوش هم جواب میدادی؟ گفت آره! گفتم یکی از اونا رو بگو ، یه کم فکر کرد ، گفت این یه کم ساده ست ، منتها سال دوم راهنمایی وقتی اینو ناظممون پرسید ، تنها کسی که جواب داد من بودم! سوال اینه که زمستونه و یه در باز داریم! این در واسه یه اتاقه که یه بخاری داره! یه شمع پایین و یه شمع بالای در نصب میکنیم ، شعله ی شمع ها کدوم طرفیه؟

4- یه دکتر با پسرش سوار بر ماشین تصادف میکنن! به بیمارستان منتقل میشن ، دکتر دیگه ای میاد بالا سرشون ، پسره رو که میبینه میگه: دکی ، این که پسر منه! چه جور ممکنه؟ (البته این یه کم راحته!)

5-

 ? R O O Z E C H I Y E 

6- این یکی رو اگه جواب دادین دمتون گرم! عدد بعدی چیه؟

1

11

13

17

115

122

127

137

؟

خب ، منتظرم!

........................

سلام!

ببخشید یه کم دیر شد! همین الان هم وقت ذیقه!نیشخند

پس مختصر و مفید جوابا رو مینویسم! امشب هم به اینترنت نمی تونم بیام! اصلن! اینور این قاب کوچک رایانه ، واسه من یه مشکلایی پیش اومده که وقت ندارم ! اصلا! وگرنه قرار بود یه پست جدید هم بدم! نشد! اشکال که داره! شما ببخشید!

خب.....

جواب 1 رو ..... بیایم در نظر بگیریم که روز بوده!

در سوال 2 ما میتونیم مطمئن باشیم که اول از همه کبریت باید روشن بشه!

در سوال 3 ، میتونیم مطمئن باشیم که هوای گرم و سبک در بالای در به سمت بیرون نسیمی رو ایجاد میکنه و در پایین در هوای سرد و سنگین هم همینطور! به صورتی که هوای گرم به بیرون منتقل میشه و هوای سرد به درون! پس شعله ی شمع پایینی به سمت داخل و شعله ی شمع بالایی به سمت بیرونه!

سوال 4 هم که واضحه! پدر و مادر پسره دکتر بودن! پسره با یکی از والدینش با ماشین تصادف کرده! بردنش به بیمارستانی که اون یکی مشغول به کار بوده!

راجع به سوال 5 من واقعا نمی دونم چی بگم! چون اکثرا جرات جواب دادن بهش رو هم نداشتن! حداقل جواب میدادین! چی میشد؟ خب.... و اما جواب سوال 5 که هیچکس نتونست بهش جواب درست بده! باید عرض کنم که اگه من این سوال رو به فارسی مینوشتم ، همه بهش جواب میدادن! این یه سواله شفاهیه! یعنی چی؟ یعنی شما طریقه نوشتن این کلمه رو به کسی نمی گین! فقط با زبان میشه باهاش کار کرد! من گفتم چه میشه کرد با این سوال؟ گفتم به فینگیلیش مینویسم! پس نوشتم! به صورتی که به هیچ وجه نشه اون رو به صورت نوشتاری خوند! لازم به یاد آوریه که من ننوشته بودم ROUZE که روضه خونده بشه! نوشته بودم R O O Z E ! تا به همون ایرادی دچار بشید که در سوال شفاهی دچار میشین! منظور من فریضه ی الهی نبود! ننوشتم روزه! نوشتم رو زه! که جواب این سوال « نقطه » ست! روی « ز » نقطه ست! حالا برین اینجوری حال دوستاتونو بگیرین!نیشخند

و اما سوال 6 ! چه جور بود این سوال؟ خوب بود؟ این سوال رو خودم طرح کرده بودم! امتحان خودشو پس داد! نه اونقدر سخت بود که نشه جواب داد و نه اونقدر آسون که همه جواب بدن! نمی تونستم همه ی سوال ها رو از اینور و اونور بنویسم! اونجوری خب معلومه که کسی که دنبال تست هوشه همه ی سوالا رو جواب میده! چون قبلن جوابا رو داشته! پس مجبور بودم خودم سوال طرح کنم! طرح شد به راحتی آب خوردن! همیشه دوستام میگن که اگه تو دبیر میشدی ، دانش آموزا رو بدبخت میکردی! گرچه من میگم سوال سخت خوبه! و اما جواب! جواب این سوال 148 میشد! که دو نفر تونستن بهش جواب بدن! چه جوری حساب میشد؟ خب معلومه! اولین عدد یک بود! دومین عدد یک یک بود! نه یازده! یعنی چی؟ یعنی عدد یک و بعد مجموع رقم های اعداد قبل! پس عدد بعد میشه یک سه! چرا؟ چون در اعداد قبل که یکی یک و دومی یازده بودن ، مجموع ارقام 3 میشد! و همینجوری تا اونجایی که جواب میشه یک چهل و هشت! که نوشته میشه 148 ! به همین راحتی!

دفعه ی پیش سوال به راحتی حل شد و من اسم 3 نفر رو گذاشتم! اما این بار متاسفانه کسی به میزان 4 سوال صحیح نرسید! پس من نمی تونم اسمی بذارم! گرچه کسی یا کسانی تونستن به 3 سوال جواب بدن! که تو قسمت نظرات هست! پس کسی اینبار چراغ سبز نمیگیره! البته یکی از دوستان تونستن به ۴ سوال جواب بدن که چون همشهری محسوب میشد ،‌ گفتم به علت شک شما پاسخش رو تایید نکنم! هوش اون از هوش من بالاتره!

دوستان! 20 دقیقه از افطار گذشته و من روزه به دهن این متن رو تایپ کردم! الان هم باید برم نزدیک نیم ساعت افطاری رو بخورم و بسم الله! راه بیفتم برم وسط شهر! یعنی حدود 2 کیلومتر پیاده روی! تاکسی که یاخچی! یعنی نداریم!(گرچه ترکها خیلی عزیزن!) من ترک نیستم! خب ، موفق باشین!





نوع مطلب : مطالب درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 30 دی 1389
چهارشنبه 1 شهریور 1396 03:27 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.

The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an nervousness over that you wish be delivering the
following. unwell unquestionably come further formerly again since
exactly the same nearly very often inside case you shield this hike.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:45 ق.ظ
Remarkable things here. I am very glad to see your article.

Thanks a lot and I am having a look forward to touch you.
Will you kindly drop me a mail?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.