تبلیغات
ABOLFAZL VAZIRY - دختر پرتقال
 
ABOLFAZL VAZIRY
آسوده دلان را غم شوریده سران نیست....
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


ابولفضل وزیری
abolfazl00@yahoo.com

مدیر وبلاگ : ابولفضل وزیری
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در بارهی این وبلاگ چیست










دختر پرتقال

مرا آفرید آنکه دوستم داشت...


کاش دعای پیرزن مستجاب شود

                            :الهی عاقبت بخیر بشی جوون!

دوشنبه 27 دی1389 | 11:23 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 2 نظر |

این روزا از اینور و اونور زیاد میشنویم که آقا تغذیه ی سالم داشته باشید

ما هم که حرف گوش کن.دیروز گفتیم برا ناهار همراه غذا به جای ترشی سالاد کلم درست کنیم که سالم تره!

خلاصه ناهارو خوردم و اومدم بالا سر درس...

اگه گفتین چی شد؟

بعله!--------------------------------------------------->

پیام سلامتی نوشت:آیا میدانستید که کلم خواب آور است؟


(خو چیکار کنم مگه تقصیر منه!اصن همون بهتر که ترشی بخوریم همش.


پنجشنبه 16 دی1389 | 11:26 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 9 نظر |

دوستان من دارم دنبال شنل قرمزی میگردم.کسی اونو ندیده؟

فردا 21آذر تفلدشه آخه!

جلوجلو نوشت:تولدت یه عالمه مبارک(البته چون محرمه نمیتونم  زیاد شلوغش کنم اینجا برات!)

اما حالا اینو تحویل بگیر تا بعد

شنبه 20 آذر1389 | 9:55 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 10 نظر |

این عکسه منم!                 --------------------------------------------------->

4سالمه اینجا.

جمعه 19 آذر1389 | 12:57 بعد از ظهر | دختر پرتقال | |

یادته هر سال نزدیکای محرم گندم می خریدید و ما از یه روز قبل از تاسوعا می یومدیم گندما رو پاک می کردیم برای نذر حلیم آماده شون میکردیم؟!

یادته از بعدازظهر تاسوعا همه می یومدیم خونتون و شبم می موندیم خونتون!

شب که میشد از همه جا صدای دسته ها  به گوش می رسید و ما همه تو حیاط جمع میشدیم برای هم زدن حلیم و حاجت خواستن!

یادته همسا یه هاتون دونه دونه ظرف می آوردن و  ما با ماژیک اسمشونو روی ظرفشون می نوشتیم تا فردا صبح زود که میان حلیم ببرن زودتر ظرفشونو پیدا کنن!

یادمه یه سال منم بعد نماز بیدار موندم و موقع باز کردن در حلیم تو حیاط بودم.یادت میاد؟

یادت میاد صبح زود حلیم  هارو تو ظرفا می ریختیمو همسایه ها هم میومدن و میبردنشون و بعد همه با هم صبحونه می خوردیم و طرفای ظهر میرفتیم سر خیابونتون برای تماشای تعزیه و خیمه ها.

آه

آه که امسال دیگه نیستی.درسته این پنج شیش سال آخر مریض بودی اما همین که بودی خودش یه دنیا بود واسم.

امسال خیلی برامون سخته که نیستی.

روحتون شاد.

دوشنبه 15 آذر1389 | 11:39 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 4 نظر |

باز این چه شورش است که در خلق آدم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

یکشنبه 14 آذر1389 | 11:49 قبل از ظهر | دختر پرتقال | |

نزدیکای خونمون یه مدرسه ی ابتدایی پسرونه ست.و همیشه ی خدا هم این ناظمشون اون بلندگو رو گرفته دستشو هی ... میزنه.اصلا خصلت همه شونه!

یادمه پشت مدرسه مونم دو تا مدرسه ی ابتدایی بود یکی دخترونه یکی پسرونه(خوش به حالشون).دخترا هر روز صب قشنگ ورزششونو انجام میدادن و آروم میرفتن سر کلاس(از دیوار صدا در میومد اما از اینا نه).

جونم براتون بگه از پسرا.ناظمشون که مثل ناظم بالاییه قاطی.زنگای تفریح کارمون شده بود از پنجره ی کلاس آویزون شیم و نگاشون کنیمو دنبال سوژه بگردیم(همه شونم سوژه بودنا!).هر کجای حیاطو نیگا میکردی همه داشتن به سرو کله ی هم میزدن و خلاصه شیطنتای خاص خودشون.

ناظمشونم نامردی نمیکرد.آی میزدشون که دلمان کباب میشدو بانگ اعتراضمان به هوا که نزن نامرد!

اون طفلکی هاهم کریه میکردناما تا اون دیو دور میشد شروع میکردن(اینجاست که باید گفت:بابا ای ول دمت ای ول).

البته چند بار می خواستیم فیلم بگیریم از صحنه های کتک زدن ناظمشون و بفرستیم یه وری که ناظممون سر رسیده بود و ........(همه شون عقده ای و قاطی و.....(هر چی تو بگی اند))!!!



سه شنبه 9 آذر1389 | 10:48 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 9 نظر |

چقدر خوبند این روزها.

5شنبه ها با طاهره(بهترین دوست دنیام)فرشتهمیریم کتابخونه و برگشتنیم کلی تاب بازی میکنیم و حرف میزنیم .البته اگه اون آقاهه (مسئول کتابخونه )با اون اخلاق ....بذارهنیشخندکه ما یه کم شاد باشیم.مهم نیست.

پ ن 1:همه چیز آرومه  من چقد خوشحالملبخند

پ ن 2:از این به بعد کمتر می نویسم اما مطمئن باشید به همتون سر میزنم.

پ ن 3:من و رها نکن خدایا       بخشنده ی چاره ساز

دوشنبه 1 آذر1389 | 11:55 قبل از ظهر | دختر پرتقال | 6 نظر |

بیا با هم مثل کبوترا بسازیم زندگی رو

                                         ساده و پاک و بی بهونه

هویجوری نوشت:یه دفه ای یاد این آهنگ افتادم.

پنجشنبه 27 آبان1389 | 10:0 قبل از ظهر | دختر پرتقال | |

سلام به هر کی که امسال کنکور داره چه دانش آموز  چه فارغ التحصیل.

یه سایت توپ از توی مجله ی آزمونای قلم چی پیدا کردم که چند تا از کنکوریای سالای پیش توش می نویسناز جمله معین فلاحتگر   داوود جهانسوز   پروین کلهر و.....(خودت برو ببین).

من رفتم دیدم که توپ می نویسن ینی آخر انرژی مثبت و اینا.راجع به خیلی چیزا که به در د منو و تو می خوره و ممکنه سوال داشته باشیم جواب دادن.

http://www.4sharif.blogfa.com/

+برو ببین Dگه!!!من یه چیز میدونم که بهت میگم.

+ام.....چی بگم والاااااا!





نوع مطلب : مطالب درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 30 دی 1389
چهارشنبه 1 شهریور 1396 01:09 ب.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd without a
doubt donate to this excellent blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to brand new updates and will share this blog with my Facebook
group. Talk soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.